تو اگر هنگام تنهایی به یادم بوده ای ******** من تمام عمر بودم بیقرار چشم تو
|
گاهي نــمــي دانـــم زبـنــد خــويـش آزادم كند يا نه؟

زندگی آرام است ، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست،
زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی راز دل مادر من.
زندگی پینه ی دست پدر است،
زندگی مثل زمان در گذر است .......


روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت

من در عمق خاموشی ها
به خواب رفته ام
دیگر نمی شود فصل ها را دید
و بوی نم را احساس کرد
نمی شود آرام بیدار شد
و به فردایی تازه فکر کرد
من در عمق خاموشی ها
به خواب رفته ام

دیگه برام فرقی نمی کنه
که وقتی خوابم, تو تختم یا قبر
مهم اینه که دیگه هیچ وقت چشمام باز نشه...

مرا ببخش ...
مرا ببر ...
مرا بیامرز ... ای خدا
خدایا مرا ببخش گنه کردم
تباه کردم
من که دنیا را فدا کردم
فدای آخرت ... نه!
فدای مرگ کردم
فدای رهایی ز دنیا
خدایا دردمندم
درمانم تویی
خدایا عاشقم
عشقم تویی
الهی ... بفرست برمن
بفرست بر من فرشته ی مرگ
تشنه ام ... تشنه ی شراب مرگ
می نوشم ... می نوشم ز آن جام مرگ

اتل متل یه تابوت یه تابوتِ شکسته
یه قلبِ زخم خورده یه دستِ پینه بسته
***
اتل متل یه بابا ... تو بهتِ کوچه ها مُرد
یه قاصدک خبر داد گُلِ زمونه پژمرد
***
اتل متل یه دختر یه بغضِ سردِ خاموش
یه آلبومِ پر از عکس یه خاطره در آغوش
***
اتل متل بهانه بهانه های واهی
گریه ی از تهِ دل خنده ی اشتباهی
***
اتل متل چه سالی اتل متل چه روزی
چه دردِ جان گدازی چه آهِ سینه سوزی
***
اتل متل تموم شد ترانه بی صدا بود
من موندم و یه بابا اونم پیشِ خدا بود

مدتهاست که منتظر پایان این کابوس و بیدار شدن از این خواب لعنتی ام...
کابوسی که سالهاست دارم می بینم...
رویایی که بیدار شدن ازش به قیمت زندگی تموم میشه ...
من هنوز راه میرم...
می بینم...
می شنوم...
نفس می کشم...
ولی زنده نیستم...
خیلی وقته مرده ام...
خیلی وقته...

دوستت دارم
![]()




تو را دوست می دارم نمی دانم چرا 
نمي خواهم....
نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند
نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند
نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي
عشق

نمی دانم .......
سایه گمگشته ای در یک کویرم کیستم 
پرسشی بی پاسخم در جستجوی کیستم 
یک قدم تا انتهای دردهایم مانده است 
منتظر تا اینکه باز آیی ، بگویی کیستم 
روی دوش خسته ام آواری از دلواپسی ست 
از کدامین سمت می آیی ، بگو می ایستم 
روبروی آینه تصویر خود گم کرده ام 
عمری اما در کجای آینه می زیستم
بی تو حتی در نگاه لحظه ها هم نیستم 
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تاکی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم
عقل و دین باخته دیوانه ی رویی بودیم بسته ی سلسله ی سلسله ی مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او
بس که دادم همه جا شرح دل آرایی او شهر پر گشت ز غوغای تماشای او
![]()

كاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگيم بود
دو تا چشمات پر از اندوه واسه دل شكستگيم بود
آرزوم اينه كه دستام توي دستاي تو باشه
تنگي اين دل عاشق با نوازش تو واشه
واسه چي خدا نخواسته من كنار تو باشم
قول مي دم با داشتن تو هيچ غمي نداشته باشم
همه هستي قلبم تو دو حرف خلاصه ميشه
عشق تو ، بودن با تو
پرم از ترانه تو
گر چه واژه ها حقيرن
خوبه وقتي نيستي پيشم
اونا دستمو مي گيرن
راز عشق منو هيچ كس غير مهتاب نمي دونه
تنها شاهد واسه غصه ، گريه و تنهاييم اونه
واي اگرمن اين نبودم كاش ميشد پرنده باشم
تا از اين دور بودن از تو بتونم بلكه رها شم
يه پرنده شم شبونه
بكشم پر به خيالت
برسم به لونه تو
بگيرم سر زير بالت
زندگيم رنگ خاک بود
اگه تنها تو رو داشتم
اگه ميشد واسه گريه
رو شونت سر مي گذاشتم ...

تنها بهانه ی قشنگ بودن زندگی ام
یادت یاس سپیدی است که وجودم عطر آگین کرده
و بودنت
مرهمی است برای همه ی دلتنگی هایم
بودن با تو قشنگترین حکایتی است که کلمات با آن میرقصند
به قدر آسمان با تمام ستاره هاش دوستت دارم
تک ستاره ی زندگی ام...
حمیدم
خداحافظ گل لادن ، تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق ، چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه ، گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو ، خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم ، گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چی مي دوني
تو اين روياي سر در گم ، خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي ، تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه ، كه باروني نمي تونه
طلسم بغضو برداره، از اين پاييز ديوونه ....
خداحافظ .......

پس بده عشقمو تا برم
من واسه جدايي حاضرم
كه من تنها و تو بى دردى 
چرا خون به دلم كردى 
ميخوام برم شايد بتونم 
تو خاطرات زنده بمونم 
تا ترك آغوشت كنم عزيزم 
يه زندگى فداى تو شد 
فداى لحظه هاى تو شد 
بزار برم فراموشت كنم عزيزم 
دل من ديگه تو رو لايق عشق نميدونه
دل من خسته شده .... نميكشه .... نميتونه 
تويه خوابي تمومش كن 
بزار واشه چشماى من 
از اين راه پر از چاله 
ديگه بريده پاى من
می دونم دلت گرفته ؛ من برات سنگ صبورم
چی شده تنها نشستی ؛ مثل تو از همه دورم
واسه من زندگی سرده ؛ نکنه تو هم غریبی ؟
![]()
کاش می شد اشکهاتو پاک کرد؛ بمیرم تو هم بریدی؟
چه تبسم قشنگی ؛ وقتی به غمها بخندی
آخه ارزشی نداره ؛ دل به این دنیا ببندی
نازنین دنیا همینه ؛ اون که خوب بود بدترینه
نکنه تنهات گذاشته ؛ آخره عشقها همینه

كاش اىتنهااميد زندگي مي توانستم فراموشت كنم/
ياشبي درآتش سوزان دل درمهيب سينه خاموشت كنم /
كاش ازباغ خوش روياي تودفترانديشه ام پرميگرفت/
حاصل ازانديشه وصل دريازندگي بي عشقت ازسرميگرفت/
باور کردن وجود تو غرور را به هر دادگاهي مي برم و او را محکوم و تو را باور مي کنم. بگذار تنهاييم را با وجود تو قسمت کنم و وجود تنهايم را با همراهي تو از تنهايي در اين غروب دلتنگي ها دراورم بگذار چشمانت مرا ببينندکه چگونه در اين غروب بي کسي اشک چشمان مرا دوره کرده است و با سوز بر زمين مي ريزند
حمید قصه نخور زندگي جذر و مد داره دنيامون يه عالمه آدم خوب و بد داره
حمید غصه نخور دنيا پناه آدماس تر و تازه موندن گلاب واسه اشك شبنماس
حمید غصه نخور خاطره هامون كودكن توي اين قصه دلا ، يه وقتايي عروسكن
حمید غصه نخور زندگي بي غم نمي شه اوني كه غم نداشته باشه آدم نمي شه
حمید غصه نخور دنيا رو بسپار به خدا هر دومون دعا كنيم منم جدا تو، هم جدا
ازعشق توگفتيم و نمك گير شديم
تا ساحل چشمان توتكثيرشديم
گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آنقدرنيامدى كه ما پيرشديم

یک پنجره برای دیدن![]()
یک پنجره برای شنیـدن![]()
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی![]()
در انتهای خود به قلب زمین می رسـد![]()
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ![]()
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را![]()
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریـم![]()
سرشار می کنـد![]()
و می شود از آنجا![]()
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کـرد![]()
یک پنجره برای من کافیست![]()


اگر روزی برسد که تو دیگر در کنارم نباشی بدان که دیگر نوری در چشمانم باقی نخواهد ماند و به زمین خواهم خورد و اگر تو ان زمان تکیه گاهم باشی غم سنگین تنهایی و بی کسی که خواب را از چشمانم ربوده به دست فراموشی خواهم سپرد و در جاده های مه گرفته و خاموش سکوت خواهم شد و صدای امدن گامهایت را خواهم شنید و هر روز در انتظار دیدن دوباره ات خواهم گریست .
خیلی برام سخته که توی چشمات نگاه کنم و حرف دلم رو برات بگم ، اما دیدم که برای تو آسان بود تو چه ساده و صمیمی حرف دلت را گفتی ، از آغاز اری ، از اغاز عاشق شدنت ، از آغاز دوست داشتنت اما برای من خیلی سخته که توی چشمات نگاه کنم و بغضی را که مدت هاست راه نفسم را بشکنم و حرف دلمو برای تو بگم ، بگم که چقدر دوستت دارم و بدون تو نمی خواهم زندگی کنم ، بگم که تو اولین کسی بودی که توانستی با رفتارهایت ، نگاه هایت و حرف هایت مرا گرفتار خودت کردی و قلب تاریکم را روشن کردی ، نمی دونم این چه سحری است که توی چشمای تو پنهون شده که وقتی می خوام حرف هایم را برای تو بگویم به جز یه سلام ساده هیچ چیز نمی تونم بگم ، اما میدونم توی اون نگاهت هر چی که هست اونقدر حرارت داره که سراسر وجودم رو مثل گرمای سوزان خورشید فرا گرفته . تنها دلیل بودنم تو آنقدر صبور ، مهربان و دوست داشتنی هستی که تمام گلهای رز سرخ دنیا در مقابل تو خم می شوند و من هم با دیدن تو ، اون لحظه احساس میکنم که تموم دنیا مال خودم میشه چون تو تموم دنیای منی . تنها دلیل بودنم می خواهم این بغض چند سالمو بشکنم و به تو بگویم که چقدر دوستت دارم و برای همیشه در کنار تو و برای تو می مانم .



بدان هرگز فراموشت نخواهم كرد









یه نفر ...
یه جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر بسپار
یه نفر ...
یه جایی ...
در حال فکر کردن به توست

اي کاش زبان نگاهم را مي دانستي
و با اين همه سکوت
مرا به خاموشي متهم نمي کردي
کاش مي دانستي من هميشه
با زبان چشمانم با تو سخن مي گويم
چشماني که از نديدنت
سيل ها دارند براي جاري ساختن
سخن ها دارند براي گفتن
غزل ها دارند براي از تو سرودن و
عشق ها دارند براي از تو فرياد کردن
کاش مي دانستي که من تو را
دوست دارم
کاش مي دانستي....

من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم
.ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده
.بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده
.این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد
.بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام









دلم بدجوری هواتو کرده
دلم بدجوری هواتو کرده
تو غربت ترانه دنبال تو می گرده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تنگ غروب خسته و تنها
صدات می کنم ای هم آشنا
ناز نگاتو به دنیا ارزون نمیدم
ستارهی عشقمو به آسمون نمیدم
بیا تو خاطرههای خط خطی
سراغی بگیر از من پاپتی
چه کنم چی بگم از کدوم بهونه
دوست دارم رو فقط یه بار بگو عاشقونه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اون لحظه حس میکنم تو بهشتم
اینو بدون سرنوشتم و به نام تو نوشتم
بی تو من کبوتری پر شکسته
تو نیستی کنج قفس تنها نشسته
تو آسمون آبی عشق تو یه ترانه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
واسه داشتنت منم اون حس عاشقانه
اگه من جنگل خشک تو ببار
با حضورت سرم یه دنیا بذار
رسوای عشقم بین پیر و جوون
بازم رسواترم کن بدتر از رسم زمون.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اشک شیشه
می زند باران به شیشه
شیشه اماسردوسنگین
بی تفاوت٬ تلخ وخاموش
شایدازیک غصه غمگین
شیشه دراوج سپیدی
خسته ازدلواپسی ها
من نشسته گنگ ومبهم
می رسم تاعمق رویا
آسمان همچودل من
خیس خیس ازبی وفایی
برلبم نام تودارم
ای بهارمن کجایی؟
تابه کی چون شیشه ماندن
درنگاه قاب تقدیر
من همه میل رسیدن
دل ولی بسته به زنجیر
آمدم تاچشمهایت
دردلم عشقی بکارد
توولی گفتی که برگرد
شیشه احساسی ندارد

![]()
دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی.
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی.
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی.
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی.
دوستت دارم چون به یک نگاه،عشق منی

وقتی سرت رو روی شونه های کسی میگذاری که دوستش داری
بزرگترین آرامش دنیا رو توی خودت احساس میکنی و
وقتی کسی که دوستش داری سرش رو روی شانه هات میگذاره
احساس میکنی قوی ترین موجود جهانی

فقط به خاطر دلت
خستگی قلب منو هیچکی نداشته نازنین
غربت بی حد منو هیچکی ندیده رو زمین
آرزوی دلم بودش که مال من باشی گلم
اما دلم نیومدش با غصه همدمت کنم
آخه خودت میدونی که من دارم از اینجا میرم
شاید که فردا نباشم تاسرراهت بمیرم
اگه یه روز دیدی که من رفتم دیگه نیومدم
بدون به خاطر دلت عشق خودم روپس زدم
بازم میگم دوست دارم عشقمو میکنم فدات
با اینکه سخته واسه من دیگه نمیزنم صدات


مــــی خوام کـــــنار تـــو باشـــم
بــــرای چشـــمات بــخـونم مـــن
صـــــــدام همـــــش حـــس تــــو
نزار کـــــه تنــــها بمــــونم مـــــن
اگه نــــــباشــــی پیــــش مــــــن
نمـــــی تونم برگرد بیا عشق مـن
پشـــــیمونم ، نـــاز مـــن بــــرگرد
بــــی من پیش کــی نشســـــتی
کـــــه توی فکر من نیســتی گـلم
دســـــــــــتات توی دســـت کیـــه
الان تـــــو عشق کی هستی گلم
خــــــــیره نشـــو تـــوی چشــاش
بهــــش نگــــــــو دوســـش داری
عشــــــــــــق مـــــــــن
دارم مـــــی میرم ... ناز من برگرد

نزار بمونم تک و تنـها
برگرد پیشم تا نشده فـردا
چشام خیره مونده به عکس تو
من تو رو می خوام نه قاب عکستو
مـــــــی خــــــوام خـــودمـــو بکـــــــشم
اگــــه نخــــوای تو برگـــردی پیـــش مـــــــن
ببخـــــــش منـــــو نــــــاز مــــــن بـــــرگـــــــرد
دلـم گرفـت ای هـم نفس پرم شکست تو این قفــس
تو این غبار تو این سکوت چه بـی صـدا نفـس نفــــس
از این نامهربونی ها دارم از غــــــصه می مـــیرم
رفیق روز تنهایـی یـه روز دستـــــاتو می گیـــرم
تو این شب گریه می تونی پناه هق هقم باشــــــی
توای همزاد همخونه چی میشه عاشقـــم باشـــی
دوبـاره من دوبـاره تـو دوبـاره عشـــق دوبـاره مــــــا
دوهم نفس دو هم زبون دو هم سفر دو هم صــدا
تــو ای پــایـــان تـنـــهای پـنـــاه آخــــر مـــن بـــاش
تـــو ایـــن شــب مـــرگـــی پــاییز بهار باور من باش
بـــذار با مشرق چشمات شـبم روشــنترین بــاشه
مــی خـــوام آینــه خونه با چشات هم نشین باشه
دلم گرفت ......
یه مثال هست که میگه
اگه کسی دیوونت بود ، بازیش نده
اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش
اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن
اینطوری همیشه یه پله ازش عقبتری ، اگه روزی خسته بشه و یه پله
بیاد عقب ، تازه میشه مثل تو

|
دلم میخوا هد |
|||
| |||

در کلبه تنهایی من چیزی جز انتظار نیست . دیوار های کلبه ام دیگر واژه های انتظار را خوب نمی فهمند . پنجره کلبه ام به روح پاییزی عادت کرده است و می داند ، از اشکهایم می فهمد که انتظارم برای کیست . نیلوفر های کنار پنجره ام برای آمدنت دست دعا بلند کرده اند . کبوتر سفید بام کلبه ام می داند انتظار تو را می کشم . می رود تا شاید خبری را برایم بیاورد ولی هرگاه باز می گردد در چشمانش سنگینی غمی را حس می کنم ، چیزی نمی گوید و پر می کشد . می داند اگر بگوید خبری از مسافر تو نبود اشک هایم سرازیر می شوند . من به شقایق هایم آب نمی دهم آنها با اشکهایم پرورش یافتند .
ای بهاز زندگیم ! بیا ، بیا تا پنجره ام از من خسته نشده ، بیا تا گلهایم با من قهر نکرده اند . بیا تا کبوترم حرفی برای گفتن داشته باشد ، بیا تا آسمانم آفتابی باشد ، بیا و به این انتظار پایان ده .













تو برام تنهاتريني. تو برام قشنگتريني. تو نگيني. تو نگيني روي انگشتر قلبم. كاش ميشد تو دام چشمهات اسير هميشه بودم. كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم. نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم. كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند. من ميون دشت گلهام، تو بالا خورشيد، روزهام كاش مي شد. چشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم. واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب وروزم باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم.

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
برا ديدين تو خارا رو سجده كردم
به جاي چشم ابرا سوختم و گريه كردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
براي ديدن تو از درياها گذشتم
دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
براي ديدن تو شدم مث پنجره
اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
براي ديدين تو سوار موجا شدم
چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
براي ديدن تو عمري مسافر شدن
به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم
براي ديدن تو خط كشيدم رو تقدير
نگات مث يه صياد منو كشيد به زنجير
براي ديدن تو سنگا رو شيدا كردم
طلسما رو شكستم راها رو پيدا كردم
براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم
بازيچه ي نگاه ساكت مردم شدم
براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم
خيلي كارا رو كردم اما تو رو نديدم
براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا
سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما
براي ديدن تو چه دردايي كشيدم
تبم رسيد به خورشيد ، تموم شدم ، بريدم
براي ديدن تو از خواب گل و پروندم
چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
براي ديدن تو چه قصه ها كه داشتم
سر و رو شونه ي رنج چه روزا كه گذاشتم
براي ديدن تو قامت غصه خم شد
انگار كه قحطي اومد هر چي به جز تو كم شد
براي ديدن تو نياز نبود بگردم
تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا كردم
برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

وقتی رفتم
هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود
چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد

زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟
تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه
چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه
تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه
من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی
تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی
مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا
با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره
ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره
زیبا چشم تو اگه با رؤیاهام قهر کنه
آسمون دلش می خواد شهر و پر از ابر کنه
چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ
گفتی فاصلس میون من و رؤیاهام با تو
باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جاتو
زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود
دل من واسه سفر منتظر بهانه بود
زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه می شم
ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم
زیبا تو فرشته ای ، اهل یه جایی تو بهشت
نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت
از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا
جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ی دیوونه ها
زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو
نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو
زیبا ناز کن که چشات ، ناز خریدنی داره
اون چشات گلی ستاره های چیدنی داره
مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس
عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس
گفتی فاصله س میون فکرمو ، حقیقت
کاشکه داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقت
تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت و برف
جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت
حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت
عمریه موندم توی مصراع اول چشات
فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات
اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه
اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده
جواب سوالای سختو همیشه اون می ده
تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت
کسی که می دونه اما می نویسه مریمت
زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش

به نام کاتب عشق
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که باید بروم حوصله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
به جز عشق تو در دلم مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست
.

خيلي دوستت دارم
حمید

|
اگه يه روز ... | |
|
اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ..... ولی می تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی بهم بگو .... اگه يه روز خواستی در بری حتما خبرم کن ..... اگه يه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد .... اما اگه يه روز رفتی و ديگه برنگشتی ..... بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی اومدی يه شاخه گل رو قبرم بذار!!! تقديم به تو که برايم همه چيزی مهربون
|

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
حسین سرچشمه عشق
محرم یعنی حسین... یعنی فرات... یعنی عطش...
حسین یعنی زینب...زینب یعنی حسین
آری محرم یعنی صبر و استقامت
چه خوب محرم و حسین با هم عجین شده اند
و چه خوب حسین در این ماه نماهنگ شهادت و ایثار را نمایش داد

باز هوای حرمت حرمت آرزوست

| با عشق حسين خلق و خو بايد كرد |
|
از كرب بلايش گفتگو بايد كرد |
| با ديده گريان به در و درگاهش |
| رو كرده و كسب آبرو بايد كرد |

السلام علیک یا ابا عبدالله
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی
اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین
![]()

![]()
سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا
سلام من به محرم به تشنگی عجيبش
به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش
سلام من به محرم به غصه و غم مهدی
به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام من به محرم به كربلا و جلالش
به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش
سلام من به محرم به حال خسته زينب
به بينهايت داغ دل شكسته زينب
سلام من به محرم به دست و مشك ابوالفضل
به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل
سلام من به محرم به قد و قامت اكبر
به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر
سلام من به محرم به دست و بازوی قاسم
به شوق شهد شهادت حنای گيسوی قاسم
سلام من به محرم به گهواره اصغر
به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر
سلام من به محرم به احترام سكينه
به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه
سلام من به محرم به عاشقی زهيرش
به بازگشتن حر خروج ختم به خيرش
سلام من به محرم به مسلم و به حبيبش
به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش
سلام من به محرم به زنگ محمل زينب
به پاره پاره تن بی سر مقابل زینب
سلام من به محرم به انتظار رقيه
به پای آبله بسته به چشم تار رقيه
سلام من به محرم به شور و حال عيانش
سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش
سلام من به محرم به حزن نغمه هايش
به پرچم و به سياهی به خيمه های عزايش
![]()

![]()
مي گن وقتي آب خوردي بگو يا حسين ، اما اين روزها
كه آب رو مي بيني و نمي توني بخوري بگو يا ابوالفضل
«اَلسَّلامُ عَلَيکَ یَاثَاراللّه»
**
** آیـه قـالـوا بـلـی، شـأن نـزولـش خـون تـوست **
** چون تو برنخل رسالت،برگ وباری یاحسین(ع) **


اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست
اين چه شمعي است که جانها همه پروانه اوست
هر کجا مي نگرم نور رخش جلوه گر است
هر کجا مي گذرم جلوه مستانه اوست
هر کسي ميل سوي کرب و بلايش دارد
من چه دانم که چه سريست به در خانه اوست
هر مکاني که بود بزم سعادت برپا
زينت بزم زجانبازي مردانه اوست
اين چه نوريست که اندر دل هر خرد و کبار
هر دلي مي نگرم منزل کاشانه اوست
دوستداران حسين گو طلبند حاجت را
حاجت جمله يقين از در شاهانه اوست

هرچه دارم همه از کرم عباس است
خلقت جنت حق لطف کم عباس است
نور بر شمس و قمر ماه بی هاشم داد
عرش یک ذره ز خاک قدم عباس است
نه فقط خلق زمین عبد و غلامش باشند
بخدا خیل ملائک حَشَم عباس است
شیعه از کینه دشمن نهراسد هرگز
دین ما تحت لوای علم عباس است
در صف حشر علمدار شفاعت زهراست
علم فاطمه دست قلم عباس است
نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو
عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است
ای که حاجت ز حسین میطلبی دقت کن
پرچم شاه به سوی حرم عباس است
کاشف الکرب که غم از دل عالم ببرد
لب خشکیده شش ماهه غم عباس است
بر روی قوس فلک جلوه خونگاه غروب
زخم شمشیر به ابروی خم عباس است
تصویر حسین
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا
تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید
گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن
عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا کشید
گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم
راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیدر در کنار حضرت زهرا کشید
گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید
گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش
فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید
گفتمش سختی و درد وآه گشته حاصلم
گریه کرد، آهی کشید و زینب کبری کشید
گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق
عکس مهدی را کشید و به چه بس زیبا کشید
گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین
گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

*فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد *

حمید این محرم را بهتر از قبل خواهم شناخت چون عشق تو قلبم را جلا داده است.


هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است
يک زينب تو اسوه و استاد مريم است
نام حسين ترجمه ی اسم اعظم است












زندگی عشق است


آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهند

خود نميدانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نگردي آفتاب؟

خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگناهي بودم و دارم زدند . . 

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من در معصومیت نگاه تو؛ رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خدا ببرم 

طوری نیست
آدم برای کسی که دوستش داره، غرورش رو از دست بده
اما این فاجعه است که
آدم به خاطر غرورش کسی رو که دوست داره از دست بده
پس از آن غروب رفتن ... اولين طلوع من باش ...

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست
اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست
اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست
اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست
پس با تمام وجود فرياد ميزنم : دوستت دارم
![]()
مي خوام بگم: دوسِت دارم! به پنجره ! به آسمون!
به اين شب ِ آينه دزد! به تك درخت ِ كوچه مون!
مي خوام بگم: دوسِت دارم! به تو! به اسم ِ نقطه چين!
به گريه هاي بي هوا! به كولي ِ كوچه نشين!
مي خوام بگم: دوسِت دارم! به هر رفيق ُ نارفيق!
به شاعراي بي غزل! به جنگلاي بي حريق!
ميخوام بگم: دوسِت دارم! به قاتلم! به روزگار!
به اون كسي كه ميندازه به گردنم طناب ِ دار!
دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب:
دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو اين عذاب!
مي خوام بگم: دوسِت دارم! به بادبادك! به مدرسه!
به تركه ي خيس ِ انار، كنار ِ درس ِ هندسه!
ميخوام بگم: دوسِت دارم! به مرغ ِ عشق ِ بي قفس!
به جغد ِ پير ِ بد صدا! به ني زناي بي نفس!
ميخوام بگم: دوسِت دارم! به هر چي خوبه، هر چي بد!
به خونه هاي كاگِلي! به سيباي توي سبد!
مي خوام بگم: دوسِت دارم! به بغض ِ تلخ ِ انتظار!
به بدترين فصل ِ سفر! به آخرين سوتِ قطار!
دنياي ما عوض مي شه، تنها با اين جمله ي ناب:
دوسِت دارم، دوسِت دارم، دوسِت دارم تو اين عذاب!●

يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردم
سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن
يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه
درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميلرزه
ديدن تو گرچه از دور واسه من يه جور اميد
يه چيزي مثل يه جادو که بهم بهايي ميده
اين مهمه که ميدونم واسه من چقدر عزيزي
من که جام عشق رو دادم , چه بنوشي چه بريزي
پيشکشت همه نفسهام , نازنين خوب هميشه
نيمي از تنم شدي تو , که ازم جدا نميشه
يه کاري کردي به قلبم که بدونت حتي مردن
سخته حتي بي تو خوندن , لذت از زندگي بردن
يه کاري کردي که از ياد نميري حتي يه لحظه
درد عشقت کرده پيرم , اما باور کن ميلرزه
اما باور کن ميرزه .... اما باور کن ميلرزه

حمیدم

بهش نگین که من چقدر دوستش دارم
برای بردن دلش کوه را رو شونم می زارم
بهش نگین دیونه چشاش شدم
مست همه شیطونیهاش عاشق خنده هاش شدم
اگه بفهمه عاشقم می ره و پیداش نمی شه
کی می دونه عاقبت این دل زارم چی میشه؟
اگه بگم دوستش دارم قلبش را پنهون می کنه
پیش چشای عاشقم رقیب مهمون میکنه

تقدیم به بهترینم 

برای تو و به یاد تو می نویسم که باورکنی و بدانی یک ثانیه بدون تو
برای من برابر است با یک عمر تنهایی

نگاهی برگل یاس کردم
تو را در برگ گل احساس کردم
خلاصه در کلاس ناز چشمت
دو واحد عاشقی را پاس کردم

توی کلاسِ چشم تو زنگا همه ریاضیه
همیشــــه التماسِ من با چشم تو موازیِ
توی کلاس چشم تو زنگا یه وقت جغرافیِ
ما دریارومی خوایم چی کار؟چشمای نازت کافیه
توی کلاس چشم تو همیشه زنگ اوّله
آخه یه عمر که آدم تواین کلاس معطّله
توی کلاسِ چشــم توهمه همیشــه حاضرن
هیچ روزی غایب نداریم نه اینکه حاضرا بِرن
توی کلاس چشم تو گاهی می شه زنگ زبان
دوسِت دارم یاد نمی دن،بلد بودیم ماپیش ازاین
توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ فیزیکه
آهن ربایی؟که دلم اِنقد به چشمات نزدیکه؟
توی کلاس چشم تویه وقتا زنگ شیمیه
دیوونه های عشق تو،یکی دوتانیست، تیمیه
توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ ورزشه
همش می شه دورتوگشت،آخ که چقد باارزشه
توی کلاس چشم تو یه زنگه اسمش احتمال
شاید تو این زنگ برسیم به ارزوهای محال
توی کلاس چشم تو یه زنگی هست به نام جبر
از چشم تو نازکردن و از دلِ من همیشه صبر
توی کلاس چشــم تو اجازه دادن آســونه
چون کسی بیرون نمی ره هرکی بره پشیمونه
توی کلاس چشم تویه وقتا هست زنگ متون
خیلی توکم غصه داری،دل توبیشترمی شه خون
توی کلاس چشم تونگاها روی نیمکته
موندنِ تودست تواِ....تومی گی هرچی قسمته
توی کلاس چشم توپرمداد قرمزه
دفتر مشقمون پراز،جمله بی توهرگز
توی کلاس چشم تو میز پُر یادگاریه
بیشترمیزامون پراز جمله دوسم نداریه
توی کلاس چشم تو تعطیله نمره انضباط
بیس میگیرن ازآسمون،عاشقای بی احتیاط
توی کلاس چشم تونوشته رو تخته سیا
ما همه چشم براهتیم،زیبا تو رو خدا بیا
توی کلاس چشم تو بازه همیشه پنجره
توزنگ تفریحم کسی،دلش نمی خوادکه بره
توی کلاس چشم تونمی خوره زنگ خونه
هرکی دلش بخوادمی ره هرکی بخوادم می مونه
توی کلاس چشم تویه زنگ زیس شناسیه
همش نگاهت می کنم،این آخه چه کلاسیه
توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ دستوره
رفتنو صرفش می کنم دلم با اینکه مجبوره
توی کلاس چشم تو دلا همیشه عاشقه
من شنیدم فردا کلاس تو دشتای شقایقه
توی کلاس چشم توهرپرسشی قدغنه
باچشم تو جواب تک تک سوالا روشنه
توی کلاس چشم تو دیوونگی یه رنگیه
انقد که محوتومی شم نمی دونم چه زنگیه
توی کلاس چشم تو یه وقتا زنگ هنره
فایده نداره واسه تو،هرچی میگم بی اثره
توی کلاس چشم تواز کلّ دنیا اومدن
بیدارشدم،چه خوابی بودانگاربازم زنگوزدن
همیشه در قلب منی حمید

به اندازه گریه گنجشک ها دوستت دارم شاید این دوست داشتن کم به نظرآید
اماوقتی گنجشکها گریه می کنند می میرند.
